فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
310
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
كشته شد . و اين مرگ و چگونگى آن را به نحوى توضيح مىدهند كه سيل اشك از ديدهء شنوندگان جارى مىشود . اين واعظان داستان را چنين بيان مىكنند : دشمنان حسين سپاهى بسيار قويتر از سپاهيان وى داشتند . سپاهيان دشمن ساحل رود فرات را گرفته همراهان امام را از برداشتن آب محروم و ممنوع كرده بودند . گروهى از افراد حسين بر اثر تشنگى از اطراف وى پراكنده مىشوند و وى ناگزير همراه تعداد كمى از هواخواهانش با دشمنان مىجنگد و كشته مىشود . موعظهگران سرانجام بىباكى و تهور حسين و طرفدارانش را بطور اغراقآميز و شقاوت و ستمگرى دشمنان را نسبت بدان شهيد مظلوم به نحوى تأثرانگيز بيان مىكنند . يكى از علل اساسى خيرات و مبرات ايرانيان براى ساختن آب - انبارها و نجات مردم از تشنگى توجه به همين امر ، يعنى تشنگى حسين و يارانش در همين واقعه است . سخنان موعظهگران بقدرى تأثرانگيز است كه زنها به سختى اشك مىريزند و با سيلى بر چهره و با مشت بر سينهء خويش مىكوبند و حركات و سكنات آنان تقريبا مشابه حالاتى است كه در روزهاى پنجشنبه و جمعهء مقدس ، هنگام ايراد خطابهء ( آلام مسيح ) به مردم ما دست مىدهد . صداى گريهء حضار در ايام عزادارى چنان بلند بود كه در همهء اطاقها و پستوهاى خانهء سفير به گوش مىرسيد . حتى صداى واعظان و روضه - خوانها از درها و پنجرهها چنان بوضوح شنيده مىشد كه مترجمان ما سخنان آنها را كلمه به كلمه براى سفير بازگو مىكردند . در پايان اين گريه زاريها و ختم مجلس فقيهى آراسته و مقدس با چهرهاى درهم و اندوهزده بر در مسجد مىايستاد تا هدايائى از كسانى كه در مجلس عزا شركت كرده بودند دريافت كند ، بخصوص زنان هريك به قدر همت و متناسب با قدس و تقواى خويش برخى مبلغى پول و بعضى طاقهاى پارچه يا قبا و يا لباده به وى مىدادند . روسبيان كه بسيار ثروتمندند چيز بيشترى مىدادند . روزهائى بود كه گذشته از پول و پارچه و شال بيش از پنجاه تا شصت لباده به وى داده مىشد . سفير چون مىترسيد سر و صدائى دربيايد ورود خدمهء خويش را به